ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

3

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سنه دويست و هفت بيان خروج و قيام عبد الرحمن بن احمد در يمن در آن سال عبد الرحمن بن احمد بن عبد اللّه بن محمد بن عمر بن على بن ابى طالب رضى اللّه عنهم ( عين عبارت مؤلف ) در يمن قيام و براى رضا از آل محمد ( برگزيده كه بامير بودن او رضا دهند ) دعوت نمود . علت خروج و قيام او اين بود كه امراء و عمال نسبت بمردم بدرفتارى كرده و ستم روا داشته بودند مردم هم بعبد الرحمن ( نواده على عليه السلام ) گرويدند و با او بيعت كردند ( كه بعد خليفه انتخاب كنند ) . چون مأمون شنيد دينار بن عبد اللّه ( سردار ) را با سپاهى عظيم براى جنگ او روانه كرد يك نامه امان و عهد و پيمان هم نوشت كه به او داده و از او اطاعت خواسته شود . دينار در موسم حج به مكه رفت و پس از اداء فريضه حج راه يمن را گرفت و عهدنامه امان را براى عبد الرحمن فرستاد عبد الرحمن هم آن را پذيرفت و طاعت مأمون را بگردان نهاد و نزد دينار رفت و دست در دست او گذاشت دينار هم او را نزد مأمون برد . مأمون هم مانع ملاقات او با آل ابى طالب شد و همه را دستور داد كه سياه بپوشند ( شعار بنى العباس بجاى سبز كه اول شعار مأمون و آل ابى طالب شد و بعد منسوخ گرديد ) در ماه ذى القعده